دنیای زیر و رو شده‌ لامبورگینی (قسمت اول)

اونتادورها و اوراکان‌ها با رنگ‌های پر زرق و برق، در یک ردیف در کنار یکدیگر پارک هستند. کارمندان در کافه‌تریا، برخی به دود کردن سیگار مشغولند، برخی با کت و شلوار گران‌قیمت و برخی نیز با لباس کار؛ ترکیبی ناهمگون از طرز لباس پوشیدن جریان دارد. مجموعه‌ای از ساختمان‌ها در سنت آگاتا بلونیزه که به وسیله مسیرهای پیاده‌روی به یکدیگر متصل گشته‌اند، چیزی بیشتر از «ساختمان‌های مرکزی» برای لامبورگینی است؛ این ساختمان‌ها چشم‌اندازی از رؤیای ایتالیایی هستند.
در ورودی «چنترو استیله» یا مرکز طراحی، میتجا بورکرت (Mitja Borkert)، رئیس بخش طراحی لامبورگینی با لبخندی بر لب ایستاده است و می‌گوید:
من یک سورپرایز برایتان دارم.
و بلافاصله به سمت زیرزمین می‌رود. در آنجا یک «کانتاش» سبزرنگ را می‌بینیم که بر روی کف سفیدرنگ می‌درخشد. در واقع، این اولین نمونه‌ای است که از خط تولید خارج گشته است و «بورکرت» نیز در مورد آن می‌گوید:
من آن را برای الهام بخشیدن به خودم و تیم کاری‌ام نگه داشته‌ام. امیدوارم که موزه بتواند این موضوع را که این خودرو در اینجا قرار دارد، فراموش کند.
شاید به دلیل چیدمان ساختمان یا نگه‌داری اشخاص خبره از این خودرو باشد، امّا دیدن این کانتاش به مانند آن است که تاکنون هرگز این خودرو را از نزدیک ندیده‌اید؛ تمام خطوط برجسته در بدنه و نسبت‌های خارج از قاعده، به‌علاوه، طراحی داخلی که مجموعه‌ای از فرم‌های عجیب و غریب و هیجان‌انگیز است. کاملاً تازه و سرحال که واقعاً برای یک خودرو با ۴۴ سال سن، جالب‌توجه است. «کانتاش» محصول ذهن مارچلو گاندینی (Marcello Gandini) است؛ کسی که از جایگاهی خاص در طراحی برخوردار است و مدلی چون «میورا» را نیز در کارنامه دارد. با این وجود، این طراحیِ رادیکال در «کانتاش» است که برای دهه‌ها، معرّف برند لامبورگینی بوده است.
امّا دیگر چنین نیست. چیزی درون این شرکت سازنده تغییر کرده است. «طراحی» همیشه به عنوان موضوعی مهم در سنت آگاتا مطرح بوده، امّا این کمپانی دیگر توجه زیادی به سبک طراحی عجیب و غریب در بدنه محصولاتش ندارد. لامبورگینی، امروز به اندازه «طراحی»، در «مهندسی» غرق شده است. شاهد این ماجرا در به خدمت گرفتن «بوکرت» ۴۳ ساله است؛ کسی که در سال ۲۰۱۶ از یکی از مهندسی‌ترین سازندگان خودروهای اسپورت، یعنی پورشه به این خودروساز پیوسته است.
همچنین این موضوع را در خودرویی نیز که کنار کانتاش در زیرزمین «چنترو استیله» قرار گرفته، می‌توان مشاهده کرد؛ یعنی اوراکان پرفورمانته ۲۰۱۸. «پرفورمانته» آخرین نسخه با پرفورمنس بالا از لامبورگینی محسوب می‌شود. امّا باید گفت که این خودرو چیزی بیشتر از این تعریف است. پرفورمانته یک «مهندسیِ دوباره» پشت‌سر گذاشته و با یک سیستم آئرودینامیک جدید و برخی تغییرات دیگر، در سال ۲۰۱۶ رکورد خودروهای تولیدی در پیست نوربرگ‌رینگ را با زمان شش دقیقه و 52.01 ثانیه ثبت کرد و رکورد قبلی را متعلق به پورشه 918 اسپایدر بود، به اندازه ۵ ثانیه بهبود بخشید (البته این رکورد ۶ ماه دیگر توسط پورشه 911 GT2 باز هم جابجا شد). «بوکرت» به برخی نشانه‌های الهام گرفته شده از کانتاش در این مدل اشاره می‌کند؛ از جمله خطوط متمایز به کار رفته در کاپوت و احیای فرم‌های ذوزنقه‌ای در بدنه. با این همه، آن چیزی که در زیر پوسته این خودروست، احتمالاً هیجان‌انگیزتر است. در واقع، پرفورمانته احتمالاً دارای هوشمندانه‌ترین جنبه‌های مهندسی در محصولات لامبورگینی تاکنون است. خودرویی که تنها می‌تواند از «تولدِ دوباره» یک کمپانی نشأت گرفته باشد.
لامبورگینی‌ها کمک زیادی به تشکیل پیش‌زمینه ذهنی سوپرماشین‌های تندمزاج با خطر حرکت در جهت عقب و با سیستم‌های A/C که از آنها هوای داغ بیرون می‌آید، کرده‌اند. همه کمابیش، به‌خوبی می‌دانند که این برند کار خود را به عنوان سازنده تراکتور آغاز کرده و گاهی اوقات، تمام جنبه‌های مهندسی در آن، از صفر شروع شده است. جیام‌پائولو دالارا (Giampaolo Dallara)، مهندس افسانه‌ای، کسی که تا قبل از پیوستن به لامبورگینی برای توسعه 350 GT، میورا و اسپادا، در فراری، تحت‌نظر انزو فراری کار می‌کرده است، در این رابطه می‌گوید:
ما هیچ‌وقت یک سیستم کولر که عملکرد خود را داشته باشد، در یک لامبورگینی قرار نمی‌دهیم.
مطابق توضیحات «دالارا»، مراحل توسعه در سنت‌آگاتا می‌توانند کاملاً‌ به صورت آنی و بداهه انجام شوند. به عنوان مثال، زمانی که «میورا» توسعه می‌یافت، تنها یک تست تمرینی را پشت‌سر گذاشت و به‌سرعت روانه بازار شد. «دالارا» با ۸۰ سال سن که در دفترش در «دالارا اتومبیلی» در شهر پارمای ایتالیا نشسته، در این رابطه ادامه می‌دهد:
وقتی من کار خود را در اینجا شروع کردم، ۲۷ سالم بوده و هیچ‌کس در آن زمان، تجربه زیادی نداشت. ما همزمان با انجام کار، چیزها را یاد می‌گرفتیم و اغلب اشتباه می‌کردیم، امّا از آنها درس می‌گرفتیم. به عنوان نمونه، برای میورا، ما تصمیم گرفتیم که  تایرهای عقب را عریض‌تر از تایرهای جلو طراحی نکنیم؛ چرا که این موضوع باعث مشکلاتی با تایر زاپاس می‌شد. می‌خواستیم که یک تایر زاپاس بتواند در چهار گوشه اتومبیل استفاده شود.‌
لامبورگینی‌ها به اندازه ظاهر نامتعارف و پیشرانه‌های ناهنجاری که داشتند، به دلیل شرایط سخت رانندگی با آنها نیز شناخته می‌شوند. کانتاش‌های وحشی و افسانه‌ای، خودروهایی بودند که در زمینه گرم‌شدن بیش از حد، دیدِ نامناسب از داخل کابین و کنترل‌های سنگین نیز خودشان را نشان داده بودند. امّا اعداد و ارقام مربوط به پرفورمنس، تمام این مشکلات را پوشش می‌دهد. سرعت ۳۲۵ کیلومتر بر ساعت در یک دیابلو V-12 با قدرت ۴۸۵ اسب‌بخار، مطمئناً قابل‌توجه است، امّا به گفته راننده مسابقه، پال فِرِر (Paul Frère)، در گزارشی که از بررسی این خودرو در وب‌سایت R&T نوشته، از قابلیت «به مانند یک تراک» در این خودرو سخن گفته است. تمام لامبورگینی‌های ۱۲ سیلندر، چنین مشکلاتی را به صورت مشترک دارند. در همین حال، این کمپانی به شکلی نامنظم، مراحلی را از «ورشکستگی» گرفته تا «رفتن به دست یک مالک جدید» تجربه کرد. نقاط عطف لامبورگینی را به سختی می‌توان مشخص می‌کرد؛ سال ۱۹۸۷، زمانی که کرایسلر این کمپانی را خرید و کانسپت «پورتوفینو» را با چهار در قیچی‌وار به نمایش گذاشت یا زمانی که یک کنسرسیوم  مالزیایی و شاهزاده اندونزیایی آن را خریداری کردند، و یا زمانی که  در سال ۱۹۹۷، لامبورگینی تنها ۲۰۹ تولید کرد. این برند در آن زمان، در سراشیبی سقوط قرار گرفته بود.

اینجا بود که ژرمن‌ها به سمت لامبورگینی قدم برداشتند.
ادامه دارد…

توسط :
دیدگاه :
درباره نویسنده

Leave a Reply

*

captcha *